شعر هستی

اشعار مدیر وب لاگ و مطالب ادبی
 
زنجیره سبز
ساعت ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٦ : توسط : بهروز

از راه دور می آیم

اما تازه نفس

با کولباری از امید

که در گذار از

دشتهای سبز تونس

و کرانه های مدیترانه

از نیل باستانی

سیراب گشته

ورد پیروزی برلب

و مست از باده پیروزی

با شاخه زیتون در دست

آرام ره می سپارم

تن پوشم دین نیست

عقیده نیست

تنها لباسم آزادیست

که غنچه امیدم

و نهال استقلال

شوریده بر استبداد

هر جا گام می گذارم

موجی از شعف

می آفرینم

و نشاط را نشانه ام

از یمن میگذرم

 

و بر کناره های خلیج

نفس تازه می کنم

به آبهای نیلگونش

تن می سپارم

سوریه و اردن را

 زیر پا می گذارم

و بر خاک ایران

قدم می گذارم .