درتاریکی

تن های بی جان

درجنگل آهن له شده

شاخه های شکسته

غنچه های پژمرده

دردشتی خاموش

که مرگ و ویرانی را

به هزار زبان

درسخن است

خونهای سرخ

رسته برنهال سبز

کودکان این خاک

دستهای شکسته

کوتاه از زندگی

وپاهای مانده از رفتن

ضجه ی مادران داغدار

همراه نگاه حیرت زده پدران

تکرار قصه ی غمبار

سرزمین من

کودکانی  درپی نور

کدام روشنی را

درانتظار بودند

راهیان بهشت اجباری !

 

/ 0 نظر / 20 بازدید