خاطره

خاطره ای دختر زیبای شرق

با من از قلبت بگو

با من از اوج بلند آفتاب

با من از دروازه های شرم سرخ

با من از مهتاب رویاهای سبز

آه آه ای خاطره

 با من از دریای سبز

با من از شور امید

با من از دستان مهرآلود یار

آه آه ای خاطره

بشکن سکوت

با من از بوسیدن گلهای باغ

در بهار زندگی

با من از عطر دل انگیز خیال

در ورای دشت خشک

با من از کوه بلند آرزو

با من از باران کمیاب کویر

از زلال چشمه های بیدریغ

از طلوع آفتاب دلپذیر

از پی تنهائی شب زاد خویش

آه آه ای خاطره

بشکن سکوت...

/ 0 نظر / 10 بازدید