بیچاره

روزیکه مرگت فرا رسد

بی هیچ امیدی بر خاک می
افتی

بی هیچ یاوری

که هیچ کس برایت نخواهد
ماند

و چشمی برایت نخواهد
گریست

و در حسرت یادی خشک
خواهی ماند

و من در گذاری اتفاقی بر مزارت

بر سنگ قبرت خواهم
نوشت:

کسی گه لایق هیچ بخششی
نبود

آنکه می توانست خوب
باشد

و سزاوار زیست کند

لیکن نخواست

و در چنبره ی خود خواهی
های پوچ

گرفتارگشت و غرقه

خاموش چون شب بی ستاره

و ساکن چون مردابی جدا
مانده

تنها و بی کس

در میان دشتی خشک

بسان تک درختی

اسیر طوفان .

/ 0 نظر / 9 بازدید