شعله ها

شعله های فروزان درشب

روشنی بخش کوه و دشت

برای یافتن راهی

به سوی شدن

اعتلای در رفتار

و نزدیک شدن به هدف

آنجا که آزادی

لباس ی نو برتن

به انتظار فصل شکفتن

چشم در راه تو دارد

شعله هایی از هرسو

در پی آزادی و عدالت

سر می کشند

و طغیان می کنند

تا بسوزند هرچه

به نام آزادی

در زنجیر میکند

و هر آنچه با نام عدالت

زیر پایش می گذارد

من و تورا

تا چند روز دیگر

حکومت کند

با زور و زرش

و با تمام حیله هایش

و زهی خیال باطل

که نوید روشنی روز

و آشکاری تزویرها

در راه است

و زود زود

فرا می رسد

مرگ تیرگی

(وبلاگ برگ زیتون به آدرس ravasabz.persianblog.irازهمین نویسنده پذیرای شماست )

/ 0 نظر / 16 بازدید